وصیتنامه شهید علی اصغر بصیر + عکس نوشته
۱۳۹۹/۰۶/۲۹نام پدر : محمد حسن
تاریخ تولد :۱۳۳۷/۰۱/۱۲
تاریخ شهادت : ۱۳۶۵/۰۴/۱۴
محل شهادت : مهران

به نام خدایی که به ما جان داد، بنام خدایی که به ما هستی داد تا بتوانیم دین پیامبرش را یاری کنیم. الان دنیای استعمار فهمید که تنها قدرتی که می تواند ابر قدرتها را به زانو در بیاورد آن اسلام است همان اسلام فقط لذا ملت ایران با اتکا به خدا دست به یک انقلاب و یک دگرگونی عجیب زد که دنیا را به حیرت وا داشت همه مستکبران دشمن این انقلاب خدایی شدند. بقول شهید مظلوم آیت ا… دکتر بهشتی که هر کس خط دارد دشمن دار خوف آن دارد که شهادت مکتب او نیست(امام خمینی).«امروز تمامی اسلام با… ستیز است.(امام خمینی)». خدایا به امید تو و به عشق که براهی میروم که هدف فقط تویی، براهی میروم که پیامبران ما رفتن و امامان جانشین پیغمبر و جانشان را فدای اهداف الهی خودشان کردند و به لقاء الله پیوستند ما هم پیرو همان پیامبر خاتم و آن امام معصوم و نایب امام زمان هستیم و پیرو رهبر انقلاب و بقول امام ما مرد جنگیم، ما را از جنگ نترسانید ما را از شهادت نترسانید. خوف آن دارد که شهادت مکتب آن نیست و اینجانب خود را مسئول دانستم و بر خودم واجب شرعی دانستم که به این ندای الهی رهبرمان لبیک بگویم تا بتوانم دِینَم را نسبت به انقلاب ادا کنم و خونم ناچیزم را پای این نقلاب نوپای اسلامی بریزم

من به پدرم که یک کردی برایم بود افتخار می کنم و به خودم می بالم. پدر جان از اینکه فرزندت را در راه خدا داده ای ناراحت نباش و به خود ضعف راه نده چونکه همه این رزمندگان که دارن می جنگند همه از فرزندان شما هستند پدرم تو نشانه صبر در خانواده هستی نکند خدای نکرده ذره ای نارحت شوی خیال کن که فرزندی داشته ای چون اسماعیل به قربانگاه عقیده اش رفت و در این قربانگاه جانش که عزیزش وسیله اش بود گذشت و به خدای خویش پیوست.«آنکس که مرا طلب کند می یابد. آنکس که یافت می شناسد، آنکس که مرا شناخت دوستم میدارد و خدا خودش می گوید. آنکس که دوستم داشت بمن عشق می ورزد. آنکس که بمن عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم.آنکس که به او عشق ورزیدم میکشم او را. و آنکس را که من بکشم خونبهایش به من واجب است. و آنکس که خونبهایش بر من واجب است. پس من خودم خونبهایش هستم: من طلبنی وجدنی. ومن وجدنی عرفنی. و من عرفنی احبنی . و من احبنی عشقنی. و من عشقنی عشقته. و من عشقته قتلته. و من قتلته فعلی».* خدایا به تو سوگند می خورم که در این راه ثابت قدممان کن. پدرم تمام کارها بعد از من تویی که باید این رسالت را بدوش بکشی و تمام اختیارات کفن و دفن و نماز همه با شماست.* مادرم تو در طول این انقلاب نشان داده ای و به ما فهمانده ای که می توانی مادر شهدا باشی و باید در تمام تشییع جنازه ها شرکت کنی با همسرم. و عکس را بر بالای دست برداری که نشانه این باشد که مادر پاسدار انقلاب اسلامی هستی. خداوند شهادت را که نهایت آرزوی من است نصیبم گردان. مادرم شهادت من مهم نیست نگو که فرزندم شهید شده بگو که خدایا این امانتی که به من داده ای با کمال رضایت بتو پس داده ام و این پسرم را از من قبول فرما. خدایا این امانت را از من بپذیر و فقط برای اهداف مقدست جان بکف در جلوی دشمن متجاوزت ایستاده و نگذاشت دشمن کافر پافراتر بگذارد به سرزمین اسلامی ما. و به مادران و خواهرانی که به دیدن پیش تو می آیند هیچ از خودت سستی نشان نده و نگذار که به تو تسلیت باد بگویند من دوست دارم که در شهادتم تبریک بگویند چون من خودم خواستم و آرزوی من همین بود که به خدای خویش برسم و هیچ خوفی از شهادت ندارم. همسرم بخدا سوگند تا آخرین لحظه های وجودم خدا را فراموش نمیکنم ولی بدان که دستم نیست نمیدانی که چه تحولی در من ایجاد شده انگار عاشق خدا شدم می دانم که این بار، بار آخر من است اگر خدا خواست.* همسرم، مرا دوست داشتی و بهت گفتم که آنچه من دوست دارم شما از من نمیپذیری. که گفتم که شهادت را دوست دارم و شما قبول کردید. دوران زندگی مشترک ما آنقدر زیاد نبود ولی در این چند ماهه زندگی اندک، ولی پر از محبت و از خودگذشتگی و صفا و صمیمیت و ایثار بود و قبول کردی از آن روز اول تا همسر یک پاسدار انقلاب اسلامی باشی یک پاسدار شهید باشی. پاسداری که هر موقع ندای می شنید لبیک گفت و پایش ایستاد و عاشقانه اهدافش را دبنال کرد همسر باوفا من بهت گفتم که ناراحت نباش گفتی که برای خدا گریه کردند ندارد ولی در تشییع جنازه ام جلوی جنازه با عکسم با مشت کرده ولی خندان با عزمی راسخ و اراده آهنین حرکت کن که دشمنان اسلام از این همه شجاعت تو بیمناک شوند و در سر نمازها دعا را فقط فراموش نکن برای امام و رزمندگان اسلام دعا کن و از خدا بخواه فرج امام زمان را نزدیک بگرداند و خداوند شما را در این اجر عظیم و از جنگ و جهاد با من شریک بگرداند و شبهای جمعه یادت نرود پیش همه بروی ولی ما را هم یاد نکن و شمعی بر مزارم روشن کن با یک پرچم سبز و روی آن شعار لا اله الا الله نوشته شود برادرانم وعده خدا حق است و خدا این وعده را داده که مستضعفین وارثان حقیقی جهان خواهند بود و برادرانم حسین جان داداش عزیز شما قبل از اینکه بروید جبهه گفتید هی نگید در بهار آزادی جای شهدا خالی.جای شهدا را پر کنید نگذارید خالی بماند خداوند شما را برای یاری از دین خدا صحیح و سالم نگه دارد و همواره پشتیبان ولایت فقیه باشید برادرم علی اکبر و هادی حرف امام را با جان و دل گوش کنید و نگذارید ضد انقلابیون داخلی و خارجی نطق بکشید برادران و خواهرم مسئولیت شما خیلی سنگین است. شهید راهش را رفت و شما باید راهش را تداوم بدهید و باید پیامش را بگوش تمامی ملتهای فقیر و مستضعف برسانید خواهرم تو باید زینب گونه باشی چرا که برادرت برای آن جنگید که حسین علیه السلام در کربلا جنگید و شهید شد و برادرت هم در جنوب کشور در کربلای دیگر برای بازگشائی کربلای حسین(ع) در سرزمین شهادت پرور خوزستان جنگید و شهید شد فرقی ندارد و تنها فرقش فاصله زمانی است و در خاتمه همه را به صبر عدالت سفارش میکنم سلامت همه شما را از خدای بزرگ خواستارم.*

و اما برادران پاسدار شهدای آینده این انقلاب بخدا خیلی ارزش دارید قدر خودتان را بدانید هر موقعه ای که خواستید برای نبرد با کفر در سرزمین بیت المقدس و جولان بروید مرا…بزندی و این را بدان که خیلی دلم می خواست که خدا مرا زنده می کرد و در این جنگ هم شهید می شوم و خودتان هم می دانید که من آنقدر ساده نیستم. که دست مزدور عراقی شهید شوم و حتی تعداد زیادی از آنها را مثل دفعه های قبلی نابود خواهم کرد.* خدایا لحظه های آخر عمر من است هرگز خودم را بخودم وامگذار و از دعاهای خیر امام مرا بهره مند گردان دوستان من رفقای عزیز آنهایی که در شهر ما و مخصوصا در خیابان ما سکنی دارید بدانید که برای چه کشته شدم و جنازه ام را اینطور کردند که شما مرا بالای دستتان قرارا داده اید. بیائید بار آخر هم که شده کفن از صورتم بردارید با هم وداع کنیم و امیدوارم که اگر چنانچه بدی و نافرمانی و بی ادبی از من سرزده مرا حلال کنید. برادرم کاظم طاهری و محمد علی اسماعیلی همه شما را بعنوان برادرم می شناسم. شبهای جمعه یادتان نرود من چشم به راه هستم تا شما بیایید و همیشه گوش بفرمان ولایت فقیه باشید و تو دهن این ضد انقلاب داخلی بزنید و اگر خدا خواست زنده برگشتم با هم این کار را می کنیم در سر قبر من گریه نکنید بمحض شنیدن خبر شهادت نقل و نبات پخش کنید که خوشحالم می کنید در مجالس ختم از ساده ترین غذا استفاده شود.
خدایا خدایا تا انقلاب حضرت مهدی خمینی را نگهدار
والسلام



